دعوتنامه
سلام واسه دیدن بعضی سایت های جالب و مورد نیاز در اینترنت به ادامه مطلب بروید ![]()
برای درج نظرتون از پست زیر استفاده کنید امکان درج نظر در مورد این پست وجود ندارد
ادامه مطلب
سلام واسه دیدن بعضی سایت های جالب و مورد نیاز در اینترنت به ادامه مطلب بروید ![]()
برای درج نظرتون از پست زیر استفاده کنید امکان درج نظر در مورد این پست وجود ندارد
به دو صورت برنامه نوشته شده که من هر دو صورتشو می ذارم :
صورت اول :
صورت دوم :
اگه برنامه رو برداشتید تو نظرات یه تائید بذارید
امروز ۲/۹/۸۸ ساعت ۲:۰۶ دقیقه بامداد
بی خوابی زده بود به سرم که البته بیشترش اثرات امتحان شفاهی دیروز مدنی ۳ بود . که یه -۰- کله کنده آقای سبحانی گذاشت رو به روی اسمم ( خیلی نامرده از من یه سوال سخت پرسید )من تو جواب بهش گفتم استاد این سوال خیلی آسونه بذارش واسه بقیه و یه سوال سخت تر از من بپرس که سر همین جمله با من لج کرد .
البته امشب توی وبگردی چیزهای جالبی هم پیدا کردم که شاید اگه از خوابم نمی زدم هیچ وقت اینا رو نمی دیدم ...
۱- عکس تیم فوتبال بانوان عربستان ![]()
عکس ها در ادامه مطلب
یک شنبه ۱/۹/۸۸ گچساران
بعد از تقریبا یه هفته امروز تمام وقایع هفته جاری و گذشته رو می نویسم به ترتیب :
- تحویل دادن کتاب های نمایشگاه به حاج ظریفی بعد از کلی دوندگی
- برگزاری انتخابات شوری دانشجوی رشته ها و پیروزی روح الله کردستانی ( ورودی ۸۵) بر ... محمدی ( ورودی ۸۷ یا ۸۶ ) با اکثریت قاطع آراء ( ۷۳ بر ۳ ) که دم بچه های ورودی ۸۵ گرم که حال دادن !!
- بحث شدید استاد الهی با حسین برزی سر کلاس فقه تطبیقی روی مبحث شیعه و سنی که وارد حاشیه هم شد .( البته این کارا ازشون بعید نبود )
- بقیه کلاس ها به خیر و خوشی تمام شد البته فقط استاد سبحانی یه کم سریش( یه دنده) شده که باید میان ترم بگیره !!!
- بوفه آخر کلاس به شدت رونق داشت تقریبا فرهنگ بوفه نشینی ( ابداء خودمون بوده) به سایر کلاس ها و رشته هم سرایت کرده و مورد توجه بقیه دانشجویان واقع شده .
- کلاس اصول ۳ آقای حسنی گوهرگان چه هلو ( با حال ) شده حال بهمون میده اساسی !! نمی دونم این چند ترم کجا بود ولی حیف شده دیگه باهاش درس ندارم .
-باران بسیار خوب طی این چند روز تو گچساران باریده که هوا بسیار سرد شده
- چهارشنبه قبل یه سر رفتم خونه دانشجویی ارازل ( بچه های نور آباد) خیلی با حال بود مخصوصا اینکه اسماعیل حسن پور آشپز ( شهردار) بود . ( ازش بعید بود غذا هم بتونه درست کنه!!)
-- عکس های امروز مال هفته های گذشته است ( ادامه مطلب)
امروز جمعه ۲۲/۸/۸۸ گچساران
اول فوت پدر اشکان جوکار رو بهش تسلیت میگم امیدوارم غم آخرش باشه.
هفته جاری با الطاف بی شمار اساتید رو به رو شدیم و واسه همین استاد سبحانی برای درس های جزا ۲ و تجارت ۲ و مدنی ۳ طی ۳ هفته متوالی میان ترم از ۱۰ نمره انتخاب کرد این جوری که بوش میاد می خواد ترم آخری کباب کنه !!
( ترم آخر و زنگوله ) . واسه همین که ترم آخری کباب نشم از دیروز شروع کردم به درس خوندن و امروز هم یه برنامه ریزی توپ کردم . می خواستم یه کپیشو بذارم رو وبلاگ تا هر وقت سر زدم ببینمش و زیاد در اینرنت نمونم ولی اسکنر خراب بود .
البته امروز خیلی چیزها بود که می خواستم بنویسم ولی همش از ذهنم پرید الا همین چن تا جمله :
" هیچ وقت نتوانستن وجود ندارد ! ناتوانی از اندیشه ما است "
" همیشه ماندن دلیل عاشق بودن نیست ! خیلی ها میروند تا ثابت کنند عاشقند "
" ۹۹٪ تلاش ۱٪ استعداد برای رسیدن به هدف نیاز است "
امروز دوشنبه ۱۸/۸/۸۸ گچساران
صبح با الهی تاریخ فقها و بعدش کلام ۳ و عصر هم اصول ۵ با خواجه زاده . نکات جالب امروز :
۱- خوانده شدن اسامی افرادی که اگر ۱ جلسه دیگر غیبت کنند حذف میشوند از طرف آقای الهی . تعجب من به خاطر چرخش ۱۸۰ درجه این استاد است . این همون کسیه که ترم های قبل سر کلاسش تا مرز ۱۰ غیبت هم داشتیم و حذف نمی کرد .
۲- ادامه بحث با استاد زمانی ( زهره زمانی) سر کلاس کلام به خاطر سفسطه بافی و خورد کردن علم در کلاس . چون موضوع این هفته تعارض علم و دین بود که ایشون تا وقاهت تمام علم رو زیر سوال می بردند که به جز من کسی بهش اعتراض نکرد .
۳- مشاجره لفظی بین خیری ( دانشجو ) و خواجه زاده ( استاد ) سر کلاس اصول . کل داستان به خاطر گرمای بی سابقه این روزهای دانشگاه و مصادف شدنش با تعطیلی سیستم خنک کننده دانشگاه ( به خاطر صرفه جویی بیشتر در اموال دانشگاه و رفاه کمتر دانشجویان
)و جمعیت بی سابقه ۵۰ نفری سر کلاس . به حدی هوا گرم بود که بوفه نشینان ( ردیف آخر ) که کنار بنچره بودن داشتن از گرما تلف می شدند ( من جمله خودم ) و وقتی گفتن استاد هوا گرمه استاد گفت شما نازک نارنجی هستید که این مطلب به آقای خیری بر خورد و باعث مشاجره ۱۰ دقیقه ای سر کلاس شد .
۳- صبح علع طلوع ( صبح گاه ) جلوی سرویس ها فرشته رو دیدم و موفق شدم کتاب قانون مدنی رو که یک ترمی به امانت برده بود ازش پس بگیرم . خانم زاهدی رو هم دیدیم که دوباره ازش به خاطر نخریدن شیرینی نامزدی گله کردیم ( منو و فرشته )
امروز عکس جدیدی نبود چون بوفه نشینان از گرما اینقدر حالشون بد بود که ارزش گرفتن عکس رو هم نداشتن.
امروز ۱۷/۸/۸۸ گچساران
دیشب آخرین روز نمایشگاه بود . حالا که فکر می کنم تازه می فهمم که با تمام سختی های این ۱۰ روز چه روزها و شبهای قشنگی بود ...! چون دیگه هر روز آدم تکراری نمیدیدم و در کل با مردم راحت بودم ولی امروز که اومدم دانشگاه و دوباره همون قیافه های تکراری رو سر کلاس اصول ۳ دیدم با خودم گفتم کاش نمایشگاه تموم نشده بود.
دیشب جواد ( دوست محمد ) هم کمکمون بود و بعد از ساعت ۱۰ کتاب ها رو جمع کردیم و من هم صبح ساعت ۷ با اتوبوس اومدم گچساران .
تو این مدت نمایشگاه جواد . مشت علی . خانم شیرین فشان خیلی بهمون کمک کردند ( دستشون درد نکنه ) . بازم زندگی من برگشت به همون روال سابقش میگن ترم آخر خیلی دانشگاه حال میده ولی من که خیلی خسته شدم کاشکی الان بهمن بود و ترم تمام شده بود .
به یادگار از نمایشگاه چند تا عکس گذاشتم توی ادامه مطلب
"درد یه دل "
امروز دلم خیلی گرفته نمی دونم چم شده ؟؟؟ برای کسی دلتنک شدم!!! دوست دارم با یکی درد دل کنم ولی کسی نیست
همیشه توی زندگی باید یکی باهات باشه تا حمایتت کنه . احساس می کنم قلبم داره از سنگینی غصه از جا کنده میشه ( گل ترین گل بهاری هر جا هستی امیدوارم همیشه خنده رو لبات باشه )
خدایا من خیلی رو سیاه تر از اونم که از تو چیزی بخوام
به بزرگیت قسم هیچ کسی رو تنها نذار هر چند که خودت همیشه باهاشی![]()
امروز چهارشنبه ۱۳/۸/۸۸ شیراز کافی نت
بعد از کلی دویدن بلاخره موفق به اخذ دفترچه کارشناسی ارشد شدم که این چند روزه شده بود کیمیا ؟توی بعضی از شهر ها مردم صف می کشیدند ولی من تعجب کردم پست مرکزی شیراز پشه هم پر نمی زد . بلاخره ثبتش کردم حالا ببینم چی میشه ولی پیش خودم احتمال قبولیم ۱ در ۱۰۰۰ !!!
ولی من نا امید نیستم چون دانشگاه آزاد کار همه رو راحت کرده ؟ دیروز نمایشکاه خانم شیرین فشان رو دیدیم ( من و محمد) ( بچه های سابق کانون هلال احمر ) .
دوتا برنامه جالب داشتم برای اینکه محمد و علی گفته بودن گذاشتم واسه دانلود که البته کار اصلی رو ( تهیه برنامه ها ) مجید انجام داده فقط من آپلودش کردم . حالا هم باید زود برم نمایشگاه رو باز کنم چون محمد امروز نمیاد و امتحان زبان ( زبانکده داره ).
برنامه عوض کردن آی پی شما !!!
فواید :۱- آی پی شما امریکا یا کانادا می افته ۲- دیگه نیازی به فیلتر شکن ندارید چون هیچ سایتی برای شما فیلتر نیست
برنامه آپدیت کردن آنتی ویروس ند (nod) !!!
فواید : دیگه نیازی به گشتن توی اینترنت برای کد آپدیت ندارید با یه کلیک کد آپدیت هفته رو بهتون میده
پ.ن1 : تمامی برنامه ها راهنما دارن
پ.ن2: برنامه ها فشرده شدن پس شما برای اجرا نیاز به برنامه win rar دارید
امروز دوشنبه ۱۱/۸/۸۸ . تا اسم بوفه میاد همه یا به فکر بوفه دانشگاه ( سوپر مارکت) می افتن یا به فکر بوفه اتوبوس . ولی من منظورم هیچ کدوم نبود منظورم بوفه آخر کلاس بود . یه مدتی هست که اسم ردیف آخر کلاس رو گذاشتیم بوفه و این قدر هم طرفدار داره که نگو همیشه بچه ها زودتر میان تا ردیف آخر ( بوفه) رو بگیرن . امروز صبح کلاس کلام ۳ بوفه نصیب من نشد ولی عصر اصول ۵ با خواجه زاده زود رفتم و بوفه نصیبم شد . کلاس اصول خیلی شلوغ بود واسه همین بچه های بوفه یا خواب بودن یا بلوتوث بازی میکردن و اندکی هم جزوه می نوشتن .
کلاس کلام ۳ یکی از خانم ها رفت کنفرانس بده که خوراک بچه های بوفه همینه چون دیگه استاد میاد میشنه و پشت سرش رو نمی بینه البته بچه های بوفه مخصوصا محسن کشوری نذاشتن خانمه راحت کنفرانس بده و پشت سر هم سوال پیچش می کردن ولی از حق نگذریم خانمه خوب مطالعه کرده بود و کم نیاورد .
امشب دارم میرم شیراز ساعت ۱۲ شب بلیت دارم . تا شنبه هم نیستم
چند تا عکس از بوفه در ادامه مطلب
امروز شنبه ۹/۸/۸۸ که بعد از یه هفته غیبت به کلاس ها برگشتم . آخه از پنجم همین ماه یه نمایشگاه کتاب توی باغ ملی شیراز زدیم (من و محمد) واسه همین مجبور شدم به مدت ۱ هفته از کلاس ها بزنم ولی دیگه امروز مجبوری اومدم کلاس اصول ۳ داشتم ترسیدم حذفم کنند و برم تو ترم ۸ کخ اون وقت به قول اونکه میگّه: خر بیار و باقله بار کن ... کارم بد بیخ پیدا میکرد . امروز هیچ کدوم از ارازل و ابواش ورودی ۸۵ فقه و حقوق رو ندیدم فقط دادود میرفردی بود که البته خیلی با حاله و عند خندس !
آهان بعد از مدتی خانم ترزی رو دیدم اهل تهرانه یه مدتی نبودش می گفتن ازدواج کرده عصری داوود گفت مثل اینکه طلاق گرفته البته من تایید تا تکذیب نمی کنم ( از من نشنیده)
. فردا صبح گاه با ارازل کلاس دارم با الهی خدا کنه رو دنده راست بلند شده باشه ![]()
راستی شیراز که رفتم یه سرم رفتم محل (خونه) اتفاق جالب افتادن ماشین یاور (اکبر) تو جوب بود البته این موضوع از چشم تیز بین من نهان نماند عکسش تو ادامه مطلب
سه تا عکس از نمایشگاه تو ادامه مطلب هست
برو به این آدرس قالبو ببین اگه خوب بود پیغام بده تا ببینم میشه برات ویرایشش کرد
http://www.blogskin.ir/skin29.php
*********************************************************************
سلام سید خوبی من امروز صبح تا ظهر نشستم تا یه قالب خوب برات پیدا کنم این قالب خوبه چون هم قابلیت ویرایش داره و هم سبکه البته چندتا مطلب هست :
۱- هدر ( سربرگش) یه کم سنگینه چون من با برنامه نقاشی کشیدمش و پسوندش .bmb است بعد خودت می تونی یه عکس جالب با فتوشاب طراحی کنی براش این فقط آزمایشی بود
2- لینک های بالای صفحه غیر فعاله چون باید اول آدرشو براشون بذاری
3- قسمت های زیر صفحه ( تبلیغات - لینک باکس و ..) قالب برداشتن هستن
4- ترتیب منو های سمت چپ و راست هنوز چیده نشده میشه عوضش کرد
5- اون خبرنامه های اضافی جای لینک های دیگس می تونی عنوانشو تغیر بدی و هر چی دوس داری بداری
6- قسمت آبی پشت زمینه رو هنوز پیدا نکردم ولی به نظرم تو کد ها باشه میشه کامل پشت زمینه با وبلاگ یه رنگ باشه
7- قسمت لوگو ها خالیه باید لوگو بسازی بذاری توش
البته سید یه سری کارهای جزئی دیگه هم هست که اگه یه آدم وارد باشه انجامش میده چون من می ترسم نرسم . کد وبلاگ رو هم تو کادر بالا گذاشتم می تونی کپی کنی .
اینم نمونه قالب : اینجا کلیک کن
راستی قالب رو اینجا دانلود کن اینجا کلیک کن
امروز يه شنبه صبح كلاس فقه تطبيقي با استاد الهي داشتم بچه همه بودن االبته قاسم جمشدي هم اومد امروز به كلي صبح بسيار عالي بود عصر هم مدني 3 دارم و فوتبال سپاهان هم هست شايد نرفتم كلاس هنوز معلوم نيست چي ميشه
امروز شنبه 88/7/11 عصر رفتم كلاس اصول 3 ولي اصلا حال نداد چون بچه نبودن تمام ورودي 86 بود با فضاي كسل كننده و استاد پيله كه 2 ساعت براي يه درس سه واحدي سر كلاس بوديم اونم جلسه اول بابا فكر نكرد روز اول يه اي درس داد اون وقت بعد از 2 ساعت گفت اگه بريم دانشگاه گير نميده ؟؟؟ خلاصه خيلي خبو نبود .
الان وقت ندارم فردا كامل مي نويسم
یه مدتی نبودم آخه در تعطیلات آخر ترم تابستون به سر می برم هر کی جای من بود الان داشت واسه فوق می خوند ولی من نه حالشو دارم نه حوصلشو . هفته پیش اومدم شیراز و با محمد رفتیم آمار موسسه اعزام دانشجو به خارج رو گرفتیم ولی وضعیت خیلی خرا بود اول اینکه خیلی گرون بود هزینه رو میگم برای یه فوق تو مالزی حدود ۱۶ میلیون باید بدی بعدش هم شرکتش اصلا معتبر نبود و شاید همین فردا پلمب میشد ؟؟؟ بگذریم رفتیم حوزه نظلام وظیفه واسه معافیت که گفت هنوز بخش نامه معافیت نوه ها و فرزند سوم نیومده !!!!
الان منتظرم وب دانشگاه بیاد بالا و انتخاب واحد کنم . راستی امتحان فقه ۹ رو هم به خوبی دادم وآخر امتحان چند تا از بچه ها بودم که با هم عکس گرفتیم ( عکس ها در ادامه مطلب)
دیروز جمعه امتحان فقه ۸ رو دادیم امتحان خیلی خوب بود چهار جوابی و فقط فارسی داده بود اگه خدا بخواد ۱۸ یا ۱۹ و یا حتی ۲۰ رو میگیرم البته ۲۰ با عنایت استاده !! بهتر از امتحان دیدن بچه ها بود بعد از تقریبا ۳ هفته خیلی خوش گذشت جمع جمع بود می خواستم یه عکس بگیرم که یه دفعه محسن کشوری اومد جلو گوشی و عکس بد افتاد حالا پس فردا که امتحان فقه ۹ داریم چند تا عکس دسته جمعی میگیریم . شماره من ۳۱۴ بود با سید ( سید فخر الدین حسینی ) و مصطفی زمانی و احسان صادقی و اسماعیل حسن پور و چند تا دیگه از بچه ها تو یه کلاس بودیم که چند تا سوال برا مصطفی گفتم یه دختر دیگه نمی دونم چه رشته بود بین من و مصطفی نشته بود چشمش داشت در می اومد که این همه تقلب رو میدید خلاصه آخر جلسه گفتن وقت تمومه ولی مصطفی اشاره کرد یه کم دیگه بشین منم نشستم ولی آخر کاری که رفتیم برگه ها رو بدیم مراقب گفت من برگه شم رو نمی گیرم خلاصه بعد از چند دقیقه بحث و جدل ما برگه رو انداختیم رو میز و رفتیم بیرون و اون مجبور شد برگه ها رو برداره . تو راه برگشت از دانشگاه با امین اکبری که ماشین داشت اومد شهر اول رفتیم خونه سید اینا (خونه دانشجویی) سید کیفشو برداشت و از همون راه رفتیم ترمینال و سدی رفت نور آباد و ما اومدیم شهر . شهر امین و احسان صادقی رفتم چندتا بنگاه واسه خونه و من و میثم نبی زاده تو شهر یه چرخی زدیم و بعد از هم جدا شدیم .
دیروز ظهر بود که خونه نشته بودم که مهدی امیری اومد دنبالم و با هم رفتیم خونشون پشکون و امروز ظهر برگشتم . الان که دارم این مطلب رو می نویسم مسلم نشته و برو بر منو نگاه میکنه که چه حوصله ای دارم و نشتسم خاطراتمو تایپ مي كنم .
به اميد فردا ![]()
در پايان يه خبر كه البته مال مدتي پيش(حدود يه هفته ) است كه روزنه اميدي بر روي دانشجوياني كه مايل به ادامه تحصيل در خارج از كشور هستند باز كرده .( محمد به من گفت من اولش باورم نميشد اين خبر راست باشه !! اي ول به نمايندگان با حال مجلس
)
مهر: رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور گفت: «مشمولان نظام وظیفه در صورت نداشتن غیبت در دفترچه نظام وظیفه می توانند برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروند.»سردار زاده کمند افزود: «دانش آموزان مشمول که مایل به ادامه تحصیل در خارج از کشور هستند، می توانند با دریافت دفترچه اعزام به خدمت از نداشتن مهر غائب در دفترچه اطمینان حاصل کنند.»وی ادامه داد: «این دسته از افراد پس از دریافت پذیرش تحصیلی از یکی از دانشگاه های خارجی باید تاییدیه اعتبار پذیرش دانشگاه را از وزارت علوم دریافت کنند.»
زاده کمند گفت: «متقاضیان تحصیل در خارج از کشور باید توجه داشته باشند که از زمان دریافت پذیرش تحصیل در دانشگاه خارجی تا زمان دریافت تاییدیه وزارت علوم مشمول غیبت نشوند چرا که در صورت داشتن غیبت سربازی نمی توانند از کشور خارج شوند.» رئیس سازمان نظام وظیفه نیروی انتظامی کشور اظهار داشت: «مشمولانی که جهت ادامه تحصیل به خارج از کشور می روند باید وثیقه ای معادل 15 میلیون تومان به نظام وظیفه ارائه کنند.»